باز هم خواب تو.
اینبار خواب مادرت را دیدم که با من سخن میگفت. چیزی از آن سخنان به خاطرم نمانده.
پس از مکالمه، در مسیری مدور، شروع کردم به دویدن. داشتم میدویدم که صدای پایی از پشت سر شنیدم.
صدا داشت نزدیک و نزدیکتر میشد. آنقدر صدا نزدیک شد که حتی نفسها را هم توانستم بشنوم.
صدا گفت: «خواهش میکنم پردیس.» همینطور که میدویدم، سرم را برگرداندم. تو بودی!
اما
دیگر من خیلی دور شده بودم و تو ...
برچسب: خواب تو,خواب تولد نوزاد,خواب توله سگ,خواب تولد,خواب توت,خواب توت فرنگی,خواب توالت,خواب تو را دیدم,خواب توت سفید,خواب توت ديدن,
نویسنده: ابوالفضل قاسمی